
مقدمه
وقتي سخن از چيستي واژه ي از واژه ها بميان مي آيد، لازم است به حوزه ي استعمال اين واژه توجه بخرج داده شده و بعد باتوجه به حوزهي استعمال آن واژه، به تشريح معني آن پرداخت. عدم توجه به حوزهي استعمال هر واژه، شنونده را بخطاي فاحش و غير قابل جبران سوق ميدهد.
جهت پرهيز ازگرفتارآمدن به آن خطاي غيرقابل جبران درمورد واژه و عنوان«جهاد» لازم است بدانيم که واژه و عنوان«جهاد» درچهار حوزه، کاربرد دارد و مورد استعمال قرار ميگيرد که به ترتيب زير توضيح داده ميشود:
الف- عرف عام: منظور از عرف در اين جا تمامي عرب زباناني است که زبان عرب، زبان مادري آنها ميباشد، قطع نظر از وابستگيهاي ديني و مذهبي آنان.
ب- عرف خاص: منظور از عرف خاص در اينجا (درمورد جهاد) پيروان دين و مذهب ويژهي ميباشد که واژهي مورد نظر، در متون تعليمات ديني آنها مورد استعمال قرارگرفته است.
ج- اهل فن خاص: منظور از «اهل فن خاص» در اينجا «در مورد جهاد» کساني ميباشند که در تحليل متون دين خاص، خبره و اهل نظر هستند.
د- شارع: منظور از اين عنوان در اينجا، فرستنده و آورندهي ديني ميباشد که واژه موردنظر را در متون مدون آن دين، بکارگرفته و استعمال کردهاند.
باتوجه به توضيح فوق، برميگرديم به اصل مطلب و ميگوئيم: عنوان«جهاد» از ريشهي «جهد» است و در عرف عرب زبانان، شارع، دانشمندان تفسير و فقه، بمعني«تلاش وکوشش» جهت بدست آوردن چيزي را گويند، چنانچه صاحب المنجد در زير مادهي «جهد» چنين نوشته است: الجهد، السعي، المحاوله(جهد بمعني تلاش و جهد کردن است) بنابراين در نفس مفهوم جهاد هيچگونه تقدسي نهفته نميباشد.
دريک متن شرعي، به کاروزار جنگي کساني که امام حسين (ع) را مظلومانه به شهادت رسانيدند، واژهي «جهاد» اتلاق شده است. آن متن بدين قراراست: اللهم العن العصابة التي جاهدت الحسين(ع)( مفاتيح الجنان، زيارت عاشورا) خدايا! جماعتي را از رحمت خويش دورساز که به جهاد با حسين(ع) پرداختند، بدون شک عمل کساني که امام حسين را به شهادت رسانيدند، از هيچگونه ارزش و تقدس برخوردار نيست. به اين ترتيب ديده ميشود که واژه «جهاد» در عرف عرب زبانان و شارع به يک معني بکاررفته است.
درقرآن کريم، واژهي جهاد به دوصورت، مورد استفاده قرار گرفته است. گاهي، واژهي متخذ از ماده-ي «جهد» با پسوند«في سبيل الله» استعمال شده است، مثل اين آيه که در توصيف مؤمنان واقعي پرداخته و ميفرمايد: يجاهدون في سبيل الله ولا يخافون لومة لائم(5-54) مؤمنان واقعي کساني هستند که در راه خدا به تلاش مي-پردازند و از سرزنش ملامت گران هراسي بخود راه نميدهند.
اين درحالي است که گاهي واژهي «جهاد» بدون پسوند «في سبيل الله» بکار رفته است، مثل اين آيه: من جاهد فانمايجاهد لنفسه(29-6) هرکس تلاش ميورزد در نتيجه به نفع خويش تلاش مينمايد.
جمع بين اين دو عبارت، آن است که موارد مطلق و بدون قيد را بر موارد مقيد حمل کنيم و«جهاد مقدس» همان تلاشي را بدانيم که بستر خدائي، رنگ الهي و ابزار خدائي داشته باشد.
با اين حال مسلمانان به عنوان پيروان يک دين از عنوان«جهاد» جنگ مقدس را درمييابند. چنانچه نويسندهي کتاب فرهنگ بندر ريگي، عنوان«جهاد» را چنين معني کرده است: «الجهاد، پيکار در راه خدا و دين».
ازجانب ديگر، فقهاء، واژه-ي «جهاد» را معادل« قتال» يعني مبارزهي مسلحانه گرفتهاند، به اين خاطر بعض آنها مبارزهي مسلحانه و مسايل مربوط به آن را«کتاب الجهاد» عنوان دادهاند، مثل مرحوم شهيدين درکتاب لمعه و شرح آن، و بعض ديگر، ترجيح دادهاند که عنوان آن را« قتال» بگذارند. هويداست که منظور آنها از«کتاب القتال» همان مبارزهي مسلحانه درجهت دفاع از آزادي و دست آورد انسان ميباشد، نه چيزي ديگر.
هدف ازاين تفکيک و دستهبندي آن است که دريابيم واژهي«جهاد» درهمه جا به يک معني استعمال نميشود و تمامي استعمالکنندگان مقصد واحدي را از آن منظور نميدارند. بدين جهت لازم است، وقتي با واژه و عنوان«جهاد» مواجه ميشويم، قبل از دريافت پيام اين عنوان، فرد يا افراد استعمالکنندهي آن را بشناسيم، تا از عنوان مذکور معني مشخص مورد استعمالکننده را دريافته، از افتادن در کج راهه، مصون باشيم.
سخن آخر اينکه، وقتي ما سخن از«جهاد» بميان ميآوريم، معني لغوي آن را با قيد«في سبيل الله» مد نظرداريم که به اين ترتيب، منظورما از عنوان«جهاد» تمامي تلاشها و کوششهايي را شامل ميگردد که افراد و مجموعههاي انساني در جهت تکامل نفساني و اجتماعي خويش انجام ميدهند و «جهاد» بمعني مبارزهي مسلحانه، درجهت دفاع از آزادي و دست آورد انسان، گوشهي بسيار ناچيزي از آن کوششها و تلاشهاي عام و فراگير را بخود اختصاص مي-دهد.
از اين منظر است، وقتي که ما سخن از«مجاهد» به ميان ميآوريم و به تحليل آن ميپردازيم، اين عنوان، فرد نيروی انتظامی را در برميگيرد که از صبح تا به شب و از شب تا به صبح، درجهت اجراي قانون و جلوگيري از تخلفات قانوني، تلاش بدون وقفه انجام ميدهد، وهم چنين شامل آن دانشمندي ميشود.که شبانه روزي، جهت کشف و استخدام قواي طبيعت، براي بهروزي، مردم ميتپد. در چشمانداز ما، هم آن فرد نيروی انتظامی و هم آن دانشمند، مجاهد است و تلاشش«جهاد» با اين تعريف و تصوير از جهاد است که رنگ قلم دانشمندان متعهد به سرنوشت انسان و مفيد به زندگي مردم، بر خون شهيداني که به دفاع از آزادي و دست آورد انسان، جان باختهاند، برتري مييابد.
نظرات شما عزیزان: